نامه های عاشقانه جویس به همسرش نورا

نامه های عاشقانه جویس به همسرش نورا

Joyce's Love Letters
نویسنده:

جیمز جویس

انتشارات: نیماژ
نظر کاربران:
0رای از1
قطع و جلد مورد نظر را انتخاب کنید
قیمت: 24,000 تومان

در کتاب نامه های جویس به نورا بخشی از نامه های جیمز جویس به همسرش از سال 1904 تا 1924 آمده است. زندگی جیمز جویس و همسرش نورا یکی از روابط پیچیده و پرتلاطم زمان خودش به حساب می آید. این نامه ها نوشته ی بزرگ ترین نویسنده ی قرن بیستم است که رمان "اولیس" او سرآمد مدرنیسم و رمان "رستاخیز فینگان هایش" سرآمد پست مدرنیسم در ادبیات جهان شناخته شده است و تا امروز صدها کتاب و مقاله درباره ی آن ها و دیگر آثار پیچیده ی جیمز جویس (James Joyce) نوشته شده تا شاید راه به هزارتوی پیچیده و پر رمز و رازشان ببرند. زبان صمیمانه و بی پروای این نویسنده ی بزرگ قرن در نامه هایی که به همسرش و تنها عشق پایدار زندگی اش نوشته، زنی عامی و از طبقات فرودست جامعه بوده و حتی سواد اندکش اجازه ی رعایت علائم سجاوندی را در نامه ها نمی داده، سرشار از عشق و محبت بی پیرایه ای است که فقط از کودکی با قلبی پاک و معصوم انتظار می رود.

مطالعه کامل

مطالعه کامل

جزییات کتاب

اطلاعات بیشتر

نویسنده : جیمز جویس
شابک : 9786003671317

جیمز آگوستین آلویسیوس جویس، زاده ی ۲ فوریه ۱۸۸۲ در دوبلین و درگذشته ی ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ در زوریخ، نویسنده ی ایرلندی است که گروهی رمان اولیس وی را بزرگ ترین رمان سده ی بیستم خوانده اند. این کتاب که سومین اثر جیمز جویس است در سال ۱۹۲۲ در پاریس منتشر شد. اولین اثرش دوبلینی ها مجموعه داستان های کوتاهی است درباره ی دوبلین و مردمش که برخی آن را داستانی بلند و با درون مایه ای یگانه تلقی می کنند. او همراه ویرجینیا وولف از اولین کسانی بودند که به شیوه ی جریان سیال ذهن می نوشتند. وی به ۱۳ زبان آشنایی داشت و دست کم به ایتالیایی و فرانسه مسلط بود.جویس در خانواده ای متوسط در دوبلین به دنیا آمد. در مدرسه و دانشگاه، دانش آموزی با استعداد بود. در اوایل دهه ی سوم زندگی به اروپا مهاجرت کرد و در شهرهای تریسته، پاریس و زوریخ اقامت گزید. گرچه بخش بزرگی از زندگی او در بزرگسالی، بیرون از ایرلند گذشت، جهان پنداری او معطوف به دوبلین و ایرلند است و شخصیت های کتاب هایش از اعضای خانواده، دوستان و دشمنان او در زمان اقامتش در دوبلین الهام گرفته شده بود. در زمان کوتاهی پس از انتشار اولیس، خود او این مسئله را این گونه شفاف ساخت:«در مورد خودم، من همیشه درباره ی دوبلین می نویسم. چرا که اگر بتوانم قلب دوبلین را تسخیر کنم، می توانم وارد قلب تمام شهرهای جهان شوم.»وی از ابتدای جوانی مخالف بی فرهنگی و دون مایگی دوبلین بود. در جوانی بسیار مذهبی بود اما با گذشت زمان مذهب را برای مأموریت ادبی که برای خود گماشته بود کنار گذاشت؛ مأموریتی که می دانست همراه با تبعید خود خواسته است. وی بعد از پایان تحصیلات در سال 1902 دیگر به عنوان یک شخصیت تبعیدی بود به همین دلیل از کشور خارج و در پاریس مستقر شد. بیماری مرگبار مادرش بار دیگر اورا به دوبلین فراخواند، سپس به تریسته و زوریخ سفر کرد. وی در سال 1940 چشم از دنیا بست.

مطالعه کاملمطالعه کامل