پیدایش

پیدایش

نویسنده:

دن براون

انتشارات: ققنوس
شابک: 9786002784261
نظر کاربران:
0رای از1
قطع و جلد مورد نظر را انتخاب کنید
قیمت: 88,000 تومان

آویلا تقریبا یک سالی می شد که لب به زهرماری نزده بود. وقتی بازتاب خودش را در آینه کاری های بار نگاه کرد، استثنائا لحظه ای به خودش اجازه داد از تصویری که متقابل براندازش می کرد خرسند شود. آویلا از آن نیک اختران مدیترانه بود که سالخوردگی بیش از آن که برایش دردسرآمیز باشد ارزشمند محسوب می شد. طی سال ها، ته ریش مشکی و زمختش به ریش نرمِ جوگندمیِ بلندی تبدیل شده، چشم های تیره و تندخویش آرام گرفته و صمیمیت پیدا کرده بود، پوست زیتونی چغرش اکنون آفتاب زده و چروکیده شده بود، و سرجمع با دیدنش مردی می نمایاند که گویی همیشه با چشم نیمه باز به دریا خیره می شده. حتی در شصت و سه سالگی نیز جثه ای ترکه ای و کشیده داشت و نیز هیکلی که به خاطر اونیفرم خوش دوختش ابهتی دوچندان به او داده بود. در آن هنگام، آویلا ملبس به پوشش سراسر سفید نیروی دریایی بود، جامه ای شاهانه متشکل از کت سفید با دکمه های دوردیفه، سردوشی های سیاه پهن، مجموعه پرزرق و برقی از نشان های خدمت، پیراهن یقه ایستاده سفید و شلوار سفید نوار ابریشمی. ناوگان آرمادای اسپانیا شاید دیگر نیرومندترین نیروی دریایی روی زمین نباشد، اما هنوز می دانیم افسرها چگونه باید لباس بپوشند. سال ها می شد که جناب دریاسالار این اونیفرم را نپوشیده بود، اما امشب شب خاصی بود و ساعتی پیش، هنگامی که در خیابان های این شهر ناآشنا قدم می زد، از نگاه خوشایند زن های آن جا لذت برده بود و نیز از فاصله ای که مردها از او می گرفتند. برای کسانی که با آداب زندگی می کنند همه احترام قایل اند. پیشخدمت زیبای کافه به زبان اسپانیایی پرسید: «یک آب معدنی گازدار دیگر؟» دهه سوم عمرش را سپری می کرد، درشت اندام بود و لبخند بانشاطی به لب داشت. آویلا سرش را تکان داد. «نه، ممنون.» کافه خلوتِ خلوت بود و آویلا تحسین را در چشم های پیشخدمت حس می کرد. دوباره دیده شدن حس خوبی بود. من از مغاک بازگشته ام. حادثه هولناکی که پنج سال پیش جز جان آویلا همه هستی اش را ویران کرده بود تا ابد در منافذ ذهنش رسوب کرد؛ لحظه مهیبی بود که زمین دهان باز کرده و درسته قورتش داده بود. کلیسای سِویا. صبح عید پاک. آفتاب اندلس از پشت شیشه های منقوش می گذشت و نگاره نمای رنگارنگی را به شکل منور در فضای سنگی درون کلیسا می تاباند. اُرگ بادی در سور شادی می غرید و همزمان هزاران پرستش کننده معجزه رستاخیز را جشن می گرفتند.

مطالعه کامل

مطالعه کامل

جزییات کتاب

اطلاعات بیشتر

نویسنده : دن براون
شابک : 9786002784261

دن براون، زاده ی ۲۲ ژوئن ۱۹۶۴، نویسنده ی آمریکایی کتاب های ژانر تریلر است که برای کتاب جنجالی و پرفروش خود «رمز داوینچی» در سال ۲۰۰۳ میلادی به شهرت زیادی در سراسر جهان رسید.براون در اکسیتر، نیوهمپشایر، زاده و بزرگ شده است. او بزرگ ترین فرزند خانواده است. مادر او، کانستنس (کنی) نوازنده ای حرفه ای بود که در کلیسا، ارگ می نواخت. پدر او، ریچارد جی براون، معلم ریاضی برجسته ای بود که از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۸ در دبیرستان Phillips Exeter Academy تا دوران بازنشستگی تدریس می کرد.Phillips Exeter Academy دبیرستانی شبانه روزی است که معلمان جدید باید مدتی را در محل دبیرستان زندگی می کردند، بنابراین براون و برادران و خواهرانش از نظر ادبیات پیشرفت زیادی کردند. تلویزیونی درکار نبود و اکثر افراد مسیحی بودند. براون در روزهای یکشنبه در گروه آواز کلیسا حضور داشت و در کمپ های آن نیز شرکت داشت.او تابه حال در مورد این که مسیحی است و یا آتئیست، اظهار نظری نکرده است. براون، نویسنده ی جنجالی و محبوب آمریکایی این روزها دست روی جنجالی ترین مسئله گذاشته است، مذهب. بسیاری از شخصیت های محبوب و برتر دنیا همچون مل گیبسون، دن براون، ژان پل دوم و ... همگی به طریقی با مذهب گره خورده اند، حالا چه در قبول و چه در رد آن.

مطالعه کاملمطالعه کامل