قانون،آزادی و اخلاق

قانون،آزادی و اخلاق

(درآمدی به فلسفه حقوق کیفری و عمومی)

Law, Liberty, and Morality
نویسنده:

هربرت هارت

مترجم: محمد راسخ
انتشارات: نی
شابک:
نظر کاربران:
0رای از1
کتاب مورد نظر در انبار موجود نمی باشد.

هنوز در انگلستان و آمریکا حقوق کیفری شامل احکامی است که تنها می توان آن ها را به منزله کوششی در جهت الزام و اجبار اخلاق بماهو اخلاق تلقی کرد. بدین معنا که این احکام افعالی را که اخلاق متعارف غیراخلاقی می داند منع می کنند، اگرچه به طور معمول ضرری برای دیگران ندارند. بیشتر مثال ها به حوزه اخلاق جنسی تعلق دارند و در انگلستان شامل موارد زیر می شوند: اشکال مختلف همجنس گرایی میان مردان، وطی در دُبر حتی میان زوجین، عمل جنسی با حیوانات، زنای با محارم، امرار معاش از طریق روسپی گری، دایرکردن فاحشه خانه و همچنین از زمان صدور حکم در دعوای شاو توطئه برای افساد اخلاق عمومی، که اساسا (از نظر هیئت منصفه) به معنای «گمراه کردن اخلاقی» دیگران است. شاید برخی موارد دیگر را نیز به فهرست بالا اضافه کنند که عبارت اند از قوانین ممنوع کننده سقط جنین، دو یا چندهمسری غیرفریب کارانه، خودکشی و مرگ آسان، ولی همان طور که بعدا توضیح خواهم داد برخی از نمونه های یادشده را جزء موارد الزام اخلاق بماهو اخلاق انگاشتن اشتباه است و این اشتباه از بی توجهی به برخی تفکیک های مهم ناشی شده است. نگاهی اجمالی به قوانین کیفری ایالات مختلف در آمریکا نکته بسیار شگفت آوری را در دید انگلیسی ها روشن می کند، زیرا به نظر می رسد در برخی ایالات علاوه بر اَعمال جنسی ممنوع در حقوق انگلستان عمل جنسی دیگری نیست که ممنوع نباشد، جز رابطه جنسی معمولی میان زن و شوهر و عمل مخفیانه استمنا. در تعداد زیادی از ایالات، زِنا که از زمان کراموِل در انگلستان قابل مجازات نبوده جرم است. البته در تعداد کمی از ایالات این عمل تنها زمانی جرم محسوب می شود که آشکارا انجام شود یا شهرت به انجام این کار یا استمرار در انجام آن وجود داشته باشد. روابط جنسی بدون ازدواج (نامشروع) در انگلستان یا در بیشتر کشورهای متمدن جهان یک عمل مجرمانه نیست، اما فقط تعداد کمی از ایالات آمریکا فاقد قوانینی هستند که روابط مذکور را در شرایطی خاص قابل مجازات می دانند. مطابق برخی از آن قوانین حتی یک بار ارتکاب جرم یادشده قابل مجازات است. افزون بر این قوانین، شمار نامعلومی از مصوبات محلی وجود دارند که در بعضی موارد بسیار مضیق تر از قوانین ایالتی هستند و به رغم آنکه به همین دلیل در اعتبار آن ها تردید وجود دارد، اِعمال و اجرا می شوند. در ایالت کالیفرنیا، قوانین جزایی روسپی گری و روابط بدون ازدواج را جرم نمی دانند، ولی سال های سال است که در شهر لس آنجلس افراد را طبق یک حکم محلی به جرم معروف «پناه گرفتن» محکوم می کنند، صرفا به این دلیل که از یک اتاق برای روابط نامشروع بدون ازدواج استفاده کرده اند. بدون شک تعدادی زیاد یا اکثر این قوانین کیفری ایالات، به معنای متعارف کلمه، کهنه و متروک شده اند. البته در حال حاضر اثبات این که قوانین جنسی در آن ایالات درعمل اجرا می شوند بسیار دشوار است. در بسیاری از ایالات از جمله کالیفرنیا آمارهای سالانه کیفری معمولاً در قسمت جرایم جنسی بیش از دو عنوان ندارند: «زنای به عُنف» و «دیگر تخلفات جنسی».

مطالعه کامل

مطالعه کامل

جزییات کتاب

اطلاعات بیشتر

هربرت لیونل آدولفوس هارت (Herbert Lionel Adolphus Hart) (متولد: ۱۸ ژوئیه ۱۹۰۷ - ۱۹ دسامبر ۱۹۹۲)- یکی از اثرگذارترین فیلسوفان حقوق قرن بیستم است. او پروفسور «رویه های قضایی» در دانشگاه آکسفورد و مسئول کالج بارسنوز در شهر آکسفورد و نویسنده کتاب «مفهوم قانون» است. هارت در سال ۱۹۰۷ در یک خانواده کلیمی در شهر هاروگیت انگلستان به دنیا آمد. پدرش خیاط موفقی بود که ریشه آلمانی و لهستانی داشت. او در کالج چلتنهام، مدرسه گرامر برادفورد و نیو کالج آکسفورد تحصیل کرد و در سال ۱۹۲۹ با برترین رتبه در رشته «علوم عالی کلاسیک» فارغ التحصیل شد.از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۰، هارت به عنوان یک وکیل موفق در قوه قضاییه فعالیت می کرد و دوست نزدیک (لرد) ریچارد ویلبرفرس بود. او موفق به دریافت بورس تحصیلی هارمورت برای تحصیل در دانشسرای عالی حقوق «میدل تمپل» شد و همچنین به عنوان خبرنگار ادبی در هفته نامه جان او- لندن مقاله می نوشت.در دوران جنگ جهانی دوم، هارت برای سازمان اطلاعاتی انگلستان، ام-ای-فایو، در بخش ضداطلاعات ارتش فعالیت می کرد. این شغل به او اجازه داد تا با برخی از دوستان آکسفورد، مثل ژیلبرت ریله و استوارت همپشر، تجدید دوستی و همکاری کند. بعد از پایان جنگ، هارت از وکالت کناره گیری کرد و به تدریس فلسفه و حقوق در نیوکالج آکسفورد پرداخت. هارت از جان لانگشاو آستین به عنوان یکی از اثرگذارترین شخصیت ها در زندگی خود یاد می کند. در سال ۱۹۵۲ هارت، به عنوان پروفسور رویه قضایی در دانشگاه آکسفورد مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۶۹ بازنشسته شد و جای خود را به رونالد دورکین داد. همچنین، هارت از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۰ رئیس آریستوتلین سوسایتی (گروه پیروان تفکر ارسطو) بود.هارت با خانم جنیفر ویلیامز، یک کارمند عالی رتبه دولتی ازدواج کرد. بعدها، همسر او با نام جنیفر هارت به تدریس تاریخ در «کالج سنت انا» مشغول شد و در سال ۱۹۳۰ به حزب کمونیست پیوست. خانم و آقای هارت دارای چهار فرزند شدند که یکی از آنها پسری فلج بود. ازدواج این دو نفر به خاطر شخصیت های متضادی که داشتند ناموفق بود. چنان که هارت روزی به دختر خود اعتراف کرد: «مشکل این است در این ازدواج، یکی از ما به ارتباط جنسی علاقه ندارد و دیگری به خوراکی». اطرافیان جنیفر هارت باور داشتند که او در طی دوران زناشویی، با یکی از دوستآن نزدیک همسر خود به نام «ازیا برلین» رابطه داشته. جنیفر در سال ۱۹۹۸ خاطرات خود را در کتابی تحت عنوان «از من دیگر نپرسید» به چاپ رساند.شرحی از زندگی مشترک خانواده هارت، توسط "کارن آرمسترانگ" در کتاب "پلکان مدور" نوشته شده است.

مطالعه کاملمطالعه کامل