کپی برابر اصل نیست

         خرید کتاب کپی !

 هربار از بازار نشر خبر تازه‌ای می‌رسد که اوضاع نه‌چندان خوشایند نشر را بدتر می‌کند انتشاراتی‌‌هایی که شمارگان کتاب‌‌هایشان به چند صد نسخه رسیده است هر بار با بحران تازه‌ای مواجه می‌شوند.

بازار كتاب اين روزها با پديده تازه‌اي مواجه شده است؛ كساني كه در همه حوزه‌ها محصولات تقلبي توليد مي‌كنند به حوزه كتاب نيز وارد شده‌اند. كتابي كه از چاپ چهارم و پنجم مي‌گذرد به سرعت به شكل «نسخه‌هاي تقلبي» وارد بازار كتاب مي‌شود؛ كتابي كه عين كتاب اصلي است اما ناشر، آن را توليد نكرده است؛ يعني شما ممكن است فكر كنيد كه داريد نسخه اصلي كتاب را مي‌خريد اما در حقيقت داريد كپي آن را مي‌خريد كه چاپخانه‌اي به شكل كتاب تقلبي آن را توليد و وارد بازار نشر كرده است. كتاب‌هاي تقلبي اين روزها بازار نشر را فلج كرده‌اند. پديده نسخه‌هاي تقلبي را در گفت‌و‌گو با چند نفر از ناشران و مسئولان بررسي كرده‌ايم.

حتما شما هم ديده‌ايد كه در چندسال گذشته، عرضه كتاب در جاهايي غير از كتابفروشي‌ رونق گرفته است؛ مثلا در غرفه‌هاي صنايع‌دستي مترو، ميزي هم براي فروش كتاب برپاست يا اصلا در گوشه‌اي از يك نمايشگاه دائمي، روي چند ميز كتاب چيده‌اند و تأكيد مي‌كنند كه با تخفيف است يا در مكان‌هاي فرهنگي پرتردد مانند تئاتر‌شهر و خانه هنرمندان و... هميشه كسي هست كه كتاب‌هاي معروفي را جايي روي هم چيده و با اصرار از شما مي‌خواهد كه كتاب بخريد، آن‌هم با توصيفات وسوسه‌كننده بدون سانسور، ارزان‌تر از قيمت پشت جلد و... كتاب‌ها هم در ظاهر شكيل چاپ شده‌اند و نشاني از دست دوم بودنشان نيست. اينها اغلب همان كتاب‌هايي هستند كه به شكل نسخه‌هاي تقلبي چاپ شده‌اند. شايد اين كلمه برايتان كمي غريب باشد اما توضيح ساده‌اي دارد؛ سودجويان حتي به بازار نحيف كتاب هم رحم نمي‌كنند و به محض اينكه كتابي با اقبال مخاطبان مواجه مي‌شود آن را مي‌دزدند و غيرقانوني چاپ مي‌كنند و مي‌فروشند، بدون اينكه روح مترجم و نويسنده و ناشر باخبر شود. اين قصه آنقدر شيوع دارد كه يكباره ناشري با چندين چاپ متفاوت و تقلبي از كتابش مواجه مي‌شود؛ كاري غيرقانوني در حوزه كتاب كه به مدد دستگاه‌‌هاي پيشرفته آسان شده است.

بي‌اخلاقي؛ بزرگ‌ترين حامي متقلبان

 اغلب چيزهايي كه در گوشه خيابان فروخته مي‌شوند عيب و علتي دارند، مگر موارد خاص و محدود؛ از لوازم بهداشتي و دارويي گرفته تا گوشي موبايل كه بدون كارتن و احتمالا دزدي است و اجناسي كه اغلب بي‌كيفيت هستند. اما از سال‌هاي دور فروخته شدن كتاب در كنار خيابان عادي بوده است. ناشر و مخاطب هم مشكلي با آن نداشته‌اند و حتي حالتي نوستالژيك هم به‌خودش گرفته است و در ادبيات داستاني هم وارد شده. دليلش هم اين است كه كتاب‌هاي گوشه خيابان به‌طور عمده يا دست دوم بوده‌اند يا كتبي قديمي و ناياب. اما از وقتي كتاب تقلبي زيادشده، نيم بيشتر اين كتاب‌ها همان تقلبي‌ها هستند كه با زبان‌بازي فروشنده تحت عنوان چاپ خاص، بدون سانسور، نسخه اوليه و... به‌فروش مي‌روند، گاهي حتي با همان قيمتي كه كتابفروش‌ها عرضه مي‌كنند. شايد ما با اين باور كه هرچه كنار خيابان باشد ارزان‌تر است، كتابي را بخريم و ندانيم در كتابفروشي هم همين قيمت را دارد. گاهي هم البته قصدمان كمك به دستفروش است كه لابد جز اين كاري از دستش برنمي‌آيد! غافل از اينكه اين كار ما يعني كمك به روند از كار افتادن صنعت نشر در كشور و دلسرد‌شدن نويسنده و مترجم و ناشر.

این موضوع را کتاب پلاس به عنوان دغدغه خود می­داند و در تکاپوی رفع آن ، با این راه حل است که تمایز کتاب اصل با کپی توسط برچسب کتاب پلاس مشخص شود،یعنی اگر شخصی کتاب اصل بخرد دارای برچسب کتاب پلاس استومی­تواند از چندین مؤسسه آموزشی و غیرآموزشی کد تخفیف دریافت نماید. تا جذب کتاب اصل شود.

"پس کتاب اصل بخرید و از پلاس های کنارش لذت ببرید"

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید