کتاب سال بلوا


  • دسته‌بندی: عمومی
  • عنوان: سال بلوا
  • ناشر : گروه انتشاراتی ققنوس
  • نویسنده : عباس‌ معروفی‌
  • مترجم :
  • شماره تلفن ناشر : 02166460099
  • آدرس ناشر :
  • سایت ناشر : qoqnoos.ir
بخشی از کتاب:

دار سایه درازی‌ داشت‌. وحشتناک‌ و عجیب‌. خورشید که‌ برمی‌آمد، سایه‌اش‌ از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌ها می‌گذشت‌. با این‌ صحنه شگفت‌ سال‌ بلوا آغاز می‌شود. داستانی‌ که‌ در آن‌ همه‌ چیز منظم‌ است‌ و منظم‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ تاریخی‌ است‌ و تاریخی‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ روایتش‌ خطی‌ است‌ و در عین‌ حال‌ سیال‌ است‌. ماجرا عمدتاً از زبان‌ دختری‌ روایت‌ می‌شود که‌ پدرش‌ سرهنگ‌ است‌ و در آرزوی‌ صعود از پله‌های‌ ترقی‌ مدام‌ سقوط‌ می‌کند. سرهنگ‌ هرگز به‌ پایتخت‌ خوانده‌ نمی‌شود، دخترش‌ نیز به‌ جای‌ آن‌ که‌ همسر ولیعهد و ملکه‌ ایران‌ شود، دل‌ سپرده‌ به‌ عشق‌ کوزه‌گری‌ غریب‌ به‌ ناچار به‌ همسری‌ پزشکی‌ در می‌آید که‌ سرانجام‌ قاتل‌ اوست‌. تصویر موشکافانه‌ مظلومیت‌ زن‌ ایرانی‌، مظلومیت‌ مرد هنرمند ایرانی‌ و تاریخ‌ پرهراس‌ یک‌ سرزمین‌ کهنسال‌، از سال‌ بلوا رمانی‌ ساخته‌ است‌ که‌ هرگز فراموش‌ نمی‌شود. عباس‌ معروفی‌، روزنامه‌نگار و نویسنده مشهور ایرانی‌، ٤٦ سال‌ دارد، جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ و مدتی‌ است‌ ایران‌ را به‌ ناچار ترک‌ گفته‌ است‌. معروفی‌ اکنون‌ ساکن‌ آلمان‌ است‌، همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمره پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ است‌.

نظرات برگی از کتاب
163 0
معصومه

شخصیتی شبیه سرهنگ هر چقدر هم تلاش کنن تا به ترقی دلخواهشون برسن بازم به اون رویا نمی رسن. اونا لایق اون جایگاه هستن ولی همیشه یه چیزایی باعث میشه که به اون نرسن. من گاهی تجربه اش کردم 👌

پاسخ

2 0
آزاده

نمیدانم چرا آدم ها یادشان می‌رود روزی گفته اند دوستت دارم...تلخ ، بی پرده و واقعی، عباس معروفی در این کتاب و سمفونی مردگان نه تنها زندگی را بی پرده روایت می‌کند،بلکه اصرار به عریان کردن تلخی ها هم دارد، در این مورد باید گفته بی رحمانه است، گاهی باید کمی چشم ها رو تنگ کرد و واقعیت رو در پرده ای تار دید، والا آدم به چی این زندگانی تلخ، دل خوش کند.

پاسخ

3 0

چرا انقدر همه بدبخت بودن؟؟؟چقدر داستان زرگرو که مدام توی داستان تکرار میشد دوس داشتم...چقدر دلم خنگ شد معصوم دیوونه شد...چقدر دیالوگا خوب بودن شاید دیالوگا و بیان احساس حتی از سمفونی ام بهتر بود برای من..

پاسخ

2 1
عدنان

پدر خیلی دوست داشت در ردیف بزرگان قرار بگیره، اما روشش نهایتا به تباهی کشوند خانواده اش رو! ریشه هاش که در شیراز بود رو از بین برد برای خوش آمد شاه در سنگسر خونه خرید و همون خونه قتلگاه خودش، دخترش و زنش شد. این صفحه از کتاب آغاز اون تراژدی تلخه و با یک موسیقی از هانس زیمر میتونه توی ذهنم همسان باشه.

پاسخ

3 0
عدنان

در پایان قصه حسن خان میبایست معصوم رو به قتل میرسوند، و نیازی به فلش فروارد به زهن نوه اش نبود. کسی که میدونه جذام و رد ضربه قنداق اسلحه فرق داره و دم نمیزنه نمیتونه مرد شریفی باشه. بیشترین همزاد پنداری رو با حسینا میکنم. یاغی و لجباز. اگر با نوشا روبرو بشم بهش میگم زندگی در حقیقت اون فانتزی بچه گانه ای که تو داری نیست. مادرت در مورد حسینا و ازدواجت کاملا درست میگه اما این معناش نیست که توانایی دم زدن نداشته باشی. کسی که مرگ رو میپذیره نهایتا یک آدم ترسوئه، حتی اگر عاشق باشه.

پاسخ

پاسخ
ناصری

واقعا خوب نوشتید

58 0
احسان

مثل کتاب سمفونی مردگان محیطی غم انگیز و سرد تو کل کتاب موج میزد و دلمم واسه سرهنگ میسوخت که با همه ی تلاشاش هیچوقت به جایگاهی که مستحقش بود نرسید

پاسخ

36 0
میثم

سال بلوا ۳۴۲ صفحه است. دار سایه درازی‌ داشت‌. وحشتناک‌ و عجیب‌. خورشید که‌ برمی‌آمد، سایه‌اش‌ از جلو همه مغازه‌ها و خانه‌ها می‌گذشت‌. با این‌ صحنه شگفت‌ سال‌ بلوا آغاز می‌شود. داستانی‌ که‌ در آن‌ همه‌ چیز منظم‌ است‌ و منظم‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ تاریخی‌ است‌ و تاریخی‌ نیست‌؛ داستانی‌ که‌ روایتش‌ خطی‌ است‌ و در عین‌ حال‌ سیال‌ است‌

پاسخ

30 0
امیر حسین

این رمان در مورد مظلومیت زن ایرانی است. زنی که از زورگویی های مردانه، از سختی های زمانه و از نگاه های هیز مردان در امان نیست و مدام باید مراقب خود باشد که مبادا کاری کند که مردی را تحریک کند و در آخر این سوالات می مونه که نوشافرین بخاطر کتک هایی که از شوهرش خورد، مُرد؟ سیاوشان برادر حسینا بود که کشتنش؟ حسینا زنده موند یا همون مردی بود که جلوی عمه نوشا نشسته بود حسینا بود؟؟

پاسخ

6 0
محسن

گاهی نویسنده ای در یک اثر خاطره می بندد عباس معروفی برای من همیشه سمفونی مردگان را می نوازد اما سال بلوا را هم نباید از یاد برد.

پاسخ

6 0
مریم

داستان عباس معروفی نیاز به تعریف ندارد. خود یک صفحه را که بخوانید ترغیب می شوید بقیه اش را بخانید . با آن توصیفات واقعی و گاه شاید مثل خود زندگی

پاسخ

پاسخ
معصومه

دقیقا همین طوره. آقای معروف نیازی به تعریف ندارد😍👏

تماس با ما

تهران - میدان انقلاب اسلامی- خیابان انقلاب اسلامی روبری درب اصلی دانشگاه تهران خیابان فخر رازی کوچه نیک پور پلاک 4 واحد 1
تلفن: 02166463540

درباره ما

شرکت ایده پردازان کتاب هوشمند کیا با نام تجاری کتاب پلاس یک استارت آپ در حوزه کتاب است که با سرمایه گذاری شرکت شناسا از گروه مالی پاسارگاد و با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی و ارتقاء سطح تجربه کاربری کتابخوان ها راه اندازی شده است و با ارائه پلتفرم آنلاین خدمات پس از فروش کتاب ،پل ارتباطی میان همه ذینفعان کتاب از جمله ناشران، فروشگاه های کتاب، مولفان، باشگاه های کتابخوانی و کتاب خوان ها می باشد و با کدینگ کتاب چاپی آن را به بازارهای دیجیتال و پلتفرم های تجارت الکترونیک و فناوری های روز وصل می نماید. همچنین با راه اندازی باشگاه مشتریان برای ناشران ، بستر مناسبی را جهت ارائه خدمات پس از فروش کتاب به مشتریانشان فراهم می آورد . در حال حاضر سازمانها و نهادها می توانند جهت برگزاری مسابقات کتابخوانی، رویدادهای فرهنگی مبتنی بر کتاب و پویش های مطالعاتی از پلتفرم سازمانی کتاب پلاس استفاده نمایند.