کتاب زبل خانوم


  • دسته‌بندی: عمومی
  • عنوان: زبل خانوم
  • ناشر : انتشارات مروارید
  • نویسنده : زهرا دری
  • مترجم :
  • شماره تلفن ناشر : 66400866
  • آدرس ناشر :
  • سایت ناشر : morvarid.pub
بخشی از کتاب:

در این کتاب طنزنوشت نامه ی زندگی واقعی دختری که هرگز وقتی برای چاپلوسی و تملق نداشته همراه با داستان های کوتاه طنز، متن طنز، با روایتی شیرین و ساده را خواهید خواند و به راحتی لبخند خواهید زد. پیشگویی کرده اند این کتاب یا جایزه ی نوبل می گیرد یا جایزه ی کتاب سال یا هیچی! اصلاً چه جایزه ای بهتر از داشتن دوستان شوخ و اهل لبخندی مثل شما؟! چه داشتم بگویم؟ کمی از آزادی بیان حرف زدم. از بدبختی و بی کاری و بی مسکنی حرف زدم. از اختلاس نکردن و دروغ نگفتن و خوش اخلاقی حرف زدم. از وام ازدواج های صدمیلیونی حرف زدم. از اشتغال همه ی جوانان حرف زدم. هی حرف زدم... اشک در چشمانم حلقه زد. مردم هم گریه می کردند. من می گفتم: «ازدواج»، گریه می کردند. می گفتم: «مسکن»، گریه می کردند. می گفتم: «دکل»، گریه می کردند. کاش با دکل می زدم توی فرق این خانم همراهم که تنم را با نیشگون هایش سیاه کرد ...

نظرات
2 0
عاطفه

این زبل خانومه منم که! حال و حوصله ی چاپلوسی ندارم و می خوام یک نویسنده ی خوب و بزرگ بشم! باید کتاب خوندنیی باشه زبل خانوم

پاسخ

0 0
شهیده

از متن کتاب : مراسم اولین خواستگاری‌ام با دعوا تمام شد. ننه جانم تا روزی که می‌مرد، می‌گفت:دخدره تو شانس نداری. آخه آدم باید همون روز خواستگاریش بزنه زیر مادرشوهرش؟! هرچند خواستگاری میلیاردر را از دست دادم، اما در رانندگی بسیار ماهر شدم. هرگز خلاف نکردم. هرگز جریمه نشدم. هرگز تصادف نکردم. چون همیشه فکر می‌کنم این زن یا مردی که جلوی ماشین آمده، ممکن است شب به خواستگاری‌ام بیاید.

پاسخ

1 2
حسام

نوشتن طنزآمیز از خود و خندیدن به امور روزمره مان به نوعی نبوغ نیاز داره که هر کسی نداره. افراد کمی مثل دیوید سداریس در این ژانر به موفقیت می رسند. اما زهرا دری هم نشون داد که این استعداد رو داره. در این کتاب بیش از همه با بحر طویلی که در سنین کم نوشته لذت بردم

پاسخ

43 96
امیرحسین

خانوم دری در این کتاب یکسری از دغدغه‌های خود را بسیار خوب بیان کرده است... نویسنده به جنگ می پردازد اما به جای آنکه خشونت را بیاموزد، می‌گوید که چگونه جنگیدن با مشکلات زندگی را از آن یاد گرفته است... متاسفانه به نظر میرسه که یکسری از چیزها حذف شده و کتاب دچاری ممیزی و سانسور شده است. ولی این کتاب بسیار زیباست... حتما به دوستان توصیه میکنم کتاب را بخوانند... بخشی از کتاب: خره! فکر کردی درس بوخونی، آخرش چیطو می‌شی؟ زنی یه کارمند می‌شی؟ زنی یه کارمند می‌شی که نصفه برز دستتون پیش این و اون دراز باشه؟ بابا، این می‌بردت استرالیا، همونزام درسیدا ادامه بده. می‌ری دوتا عسک با این خرس کووالیا می‌گیری، می‌رفسی برا دخدرعمه‌هات، چشاشون در می‌آد.

پاسخ

پاسخ
فرزاد

جالب بود

2 84
فردوس

واقعا داستان طنز دوست داشتنی و فوق العاده ای بود خیلی دوسش داشتم مخصوصا اون داستان خاستگاری خدا برا گرگ بیابون نیاره

پاسخ

پاسخ
احسان

آره اون داستان خیلی خوب بود :)))

پاسخ
فرزاد

داستانش خیلی خوب مخاطبو جذب میکنه

2 10
مریم

پسر همسایه مون میخاس یه دخترو بگیره .مجبور شد به خاطر کارا سربازیش چند روز بره خونه عمش.عمشم گولش زد دختر خودشو بهش داد نزاشت اون دختره رو بگیره به این عمه میگن زبل خانم.

پاسخ

پاسخ
احسان

دست گلش درد نکنه

پاسخ
محسن

این که توی کتاب نبود‌.

پاسخ
فرزاد

جالب بودش

پاسخ
فرزاد

جالب بودش

2 10
محمد

سادگی نگارش و همذات پنداری با خواننده، انتقاد غیرمستقیم از وضعیت تحصیلی و زندگی، همراه با خنده های راحت و گریه هایی پنهانی و همدلی با مخاطب از ابتدا تا انتهای کتاب، کاری می کند تا خواننده کتاب را بدون دلزدگی و خستگی تا انتها بخواند

پاسخ

پاسخ
احسان

دقیقا همینطوره

پاسخ
فرزاد

احسنت

2 10
سارا

در این کتاب طنز، زندگی واقعی دختری که هرگز وقتی برای چاپلوسی و تملق نداشته همراه با داستان های کوتاه طنز، متن طنز، با روایتی شیرین و ساده را خواهید خواند و به راحتی لبخند خواهید زد. بخشی از کتاب : چه داشتم بگویم؟ کمی از آزادی بیان حرف زدم. از بدبختی و بی کاری و بی مسکنی حرف زدم. از اختلاس نکردن و دروغ نگفتن و خوش اخلاقی حرف زدم. از وام ازدواج های صدمیلیونی حرف زدم. از اشتغال همه ی جوانان حرف زدم. هی حرف زدم… اشک در چشمانم حلقه زد. مردم هم گریه می کردند. من می گفتم: «ازدواج»، گریه می کردند. می گفتم: «مسکن»، گریه می کردند. می گفتم: «دکل»، گریه می کردند. کاش با دکل می زدم توی فرق این خانم همراهم که تنم را با نیشگون هایش سیاه کرد…

پاسخ

پاسخ
احسان

مرسی که توضیح دادید

پاسخ
فرزاد

موافقم

3 10
نسرین

این کتاب خیلی بامزه است. من اونجاشو دوست داشتم که دختره 45 کیلوئه، یه خواستگار تپل 120 کیلویی میاد براش.

پاسخ

پاسخ
احسان

خیلی بامزه بود

پاسخ
فرزاد

خیلی چیز جالبی نیسا؟

0 0
پروانه

زبل خانوم: اینکه یک نویسنده عین زندگی خودش را بنویسد و به مخاطب عرضه کند، آن هم به زبان طنز را من در هیچ کتابی که در ایران منتشر شده باشد، ندیده ام و از این نظر یک شاهکار ادبی است. کاش این کتاب بیشتر دیده شود و به مخاطبان معرفی شود. بخشهای مختلف آن بسیار خواندنی و روان نوشته شده و اصل ادبیات رسیدن به ساده نویسی است که خانم دری به خوبی از عهده آن بر آمده است. زبل خانم در کتابخانه من لبخند میزند.

پاسخ

پاسخ
فرزاد

افرین

تماس با ما

تهران - میدان انقلاب اسلامی- خیابان انقلاب اسلامی روبری درب اصلی دانشگاه تهران خیابان فخر رازی کوچه نیک پور پلاک 4 واحد 1
تلفن: 02166463540

درباره ما

شرکت ایده پردازان کتاب هوشمند کیا با نام تجاری کتاب پلاس یک استارت آپ در حوزه کتاب است که با سرمایه گذاری شرکت شناسا از گروه مالی پاسارگاد و با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی و ارتقاء سطح تجربه کاربری کتابخوان ها راه اندازی شده است و با ارائه پلتفرم آنلاین خدمات پس از فروش کتاب ،پل ارتباطی میان همه ذینفعان کتاب از جمله ناشران، فروشگاه های کتاب، مولفان، باشگاه های کتابخوانی و کتاب خوان ها می باشد و با کدینگ کتاب چاپی آن را به بازارهای دیجیتال و پلتفرم های تجارت الکترونیک و فناوری های روز وصل می نماید. همچنین با راه اندازی باشگاه مشتریان برای ناشران ، بستر مناسبی را جهت ارائه خدمات پس از فروش کتاب به مشتریانشان فراهم می آورد . در حال حاضر سازمانها و نهادها می توانند جهت برگزاری مسابقات کتابخوانی، رویدادهای فرهنگی مبتنی بر کتاب و پویش های مطالعاتی از پلتفرم سازمانی کتاب پلاس استفاده نمایند.