کتاب یک لب و هزار خنده


  • دسته‌بندی: عمومی
  • عنوان: یک لب و هزار خنده
  • ناشر : انتشارات مروارید
  • نویسنده : صلاحی / اسدی پور
  • مترجم :
  • شماره تلفن ناشر : 66400866
  • آدرس ناشر :
  • سایت ناشر : morvarid.pub
بخشی از کتاب:

ناشر هنوز متنی قرار نداده است

نظرات
0 1
روژینا

عاقا این طرح جلدش واقعا جای بحث داره. مخصوصا اون کاره. منظورش طنز تلخه مثلا؟هزار و یکش کو؟چرا هزار و یک؟ خب توی کتابم من البته خیلیییی قدیم تر خوندمش،اما چیزی نگفتن و توضیحی ندادن.چرا با اعصاب مخاطب بازی میکنید،🙄😅

پاسخ

1 1
فاطمه

شاعر طناز " رضا احسان پور " می فرماید : ( نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی / غصّه ها را برم آنجا که عرب نی انداخت )

پاسخ

1 0
امیر

در میان دیانوردان یک نفر ایرلندی بود به نام ویل و یک نفر انگلیسی به نام آرتور لارکینز و یک پسر اسپانیایی به نام پدرو دوآچه ودو. از این جماعت هیچ کدام چیزی نشدند غیر از پدرو دوآچه ودو که یک شب وقتی کریستف کلمب خواب بود کشتی سانتا ماریا را به صخره زد و خورد و خمیر کرد و به همین جهت اسمش در تاریخ ثبت شد. قسمتی از متن کتابطرح جلدش خیلی جالبه برام. دوست داشتم. نظرات دوستان رو که خوندم متوجه شدم طرح پشت جلدشم جالبه و مشتاق شدم ببینم چیه

پاسخ

0 3
ر

کتاب مجموعه ای از داستان ها ، نوشته ها و .... در سبک طنز و فکاهی از طنزنویسان ایرانی به انتخاب آقای صلاحی می باشد و خوب البته من به شخصه خیلی از افراد مثل نیما یوشیج یا قدسی قاضی نور را خبر نداشتم که در زمینه طنز هم فعالیت داشتن . من زیاد خوشم نیومد . طنز را وقتی دوست دارم که مبحث اصلی نباشه بلکه در قلم نویسنده پنهان باشه مثل سبک رومن گاری یا هوشنگ مرادی کرمانی یا در غیر این صورت وقتی خوندن یک طنز خیلی می چسبه که با توجه به شرایط سیاسی یا اجتماعی ، همون موقع نوشته و خونده بشه که آدم تو حال و هواش هست اما مطلب آقای دریابندری ، آقای ناصر نیرمحمدی ، آقای نبوی ، خانم نیری و آقای گلشیری را دوست داشتم . اکثر نویسنده ها متولد تهران بودند !!! جالب بود . از شمال و غرب هم تقریبا زیاد بود اما از بقیه مناطق خیلی کم . آقای صلاحی خودشون هم اهل تهران بودند و مدتی در گل آقا مطلب می نوشتند و در رادیو هم برنامه داشتند

پاسخ

پاسخ
امیر حسین

به گفته جمع کنندگان مطالب کتاب ، این کتاب تکمله و دنباله ای بر کتاب طنزآوران امروز ایران بوده و از 40 تا طناز ایران مطلب داشتن، جالب بود ... شاملو فوق العاده بود، مورد نبوی حرص در آر بود و آخری مال نیما یوشیج تو خط آخرش با اون کنایه فوق العاده بی نظیر بود، من دوس داشتم... این کتاب رو حتما به همه توصیه میکنم بخوانند و بذت ببرن.

پاسخ
روژینا

با سلام. دقیقا طنز وقتی مزه میده که پنهان و ناگهانی برسه. ولی با این حال نمیشه گفت این نوع نوشتن طنز که همه چی رو و عریان باشه، نمیتونه طنز محسوب بشه.بالاخره همین نوآوریها باعث میشن انواع طنز پردازی و سبک نوشتاری جدید بوجود بیاد که حتما مخاطبین خاص خودش رو پیدا می‌کنه. همین که یک نویسندگانی همت میکنند و تو این زمانه ما رو لختی پای کتابهای طنز مینشونن و ذهنمون رو از استرس روزگار رها می‌کنند جای دست مریزاد دارن.

0 2
مائده

با سلام خدمت نویسنده هنرمند و زبردست با تشکر از زحمات فراوان شما عالی بود واقعا مطالب به جا و پر مفهوم استفاده شده بود. به نظر من کمی در قسمت طنز باید تجدید نظر میکردید جناب باز هم متشکر از بابت نوشتن این کتاب

پاسخ

0 2
پارسا

واقعا کتاب جالبی بود دوست دارم روزی نویسنده کتاب رو ببینم امیدوارم به نظرم توجه کنید 1 لب 1000 لبخند 😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉

پاسخ

0 2
کیوان

قسمت زیبایی از کتاب در میان دیانوردان یک نفر ایرلندی بود به نام ویل و یک نفر انگلیسی به نام آرتور لارکینز و یک پسر اسپانیایی به نام پدرو دوآچه ودو. از این جماعت هیچ کدام چیزی نشدند غیر از پدرو دوآچه ودو که یک شب وقتی کریستف کلمب خواب بود کشتی سانتا ماریا را به صخره زد و خورد و خمیر کرد و به همین جهت اسمش در تاریخ ثبت شد .

پاسخ

1 2
ایمان

وزید موج هراس و هزار پرده گسست چراغ طاقچه ی چشم من فتاد و شکست هلال ماه،ز خون تو گوشواره به گوش شب بلند شنل پوش،مست و دشنه به دست هزار ابر غمین سر به روی خانه نهاد هزار jjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjjj

پاسخ

6 2
رضا

با سلام.كتاب پژوهشي " يك لب و هزار خنده " ، در برگيرنده ي نمونه هاي موفق شعر طنز ايران کتاب یک لب و هزار خنده" اختصاص دارد که شامل مجموعه داستانها و نوشته های طنزنویسان ایرانی به انتخاب "زنده یاد عمران صلاحی" است.

پاسخ

پاسخ
محمد

نمونه های بسیار جذابی تو این کتاب گنجونده شده به نظرم

پاسخ
علی

روحش شاد و یادش گرامی باد

پاسخ
سحر

قطعا همینطوره👌👍

6 3
سیده محدثه موسوی

می­توان پرسید چرا اسم این کتاب «یک لب و هزار خنده» است، اما فقط از چهل نفر کار آورده­اید؟عرض شوید که روی جلد کتاب، شصت و چهار نفر آمده­اند، نه چهل نفر. چهار انگشت و یک انگشت شصت، می­شود شصت و چهار! باز می­توان پرسید چرا روی جلد کتاب به جای لب، طرح دست کشیده­اید؟ در این مورد هم باید عرض کنم که ما دست کشیده­ایم، اما شما دست نمی­کشید. اگر دست نباشد که آدم نمی­تواند به طور طبیعی چیزی را در دهانش بگذارد، حتی لبخند را.اگر باز هم اصرار کنید می­توانیم حتی نسیم بهاری را به شقایق (جمع شقیقه) پیوند بزنیم.

پاسخ

پاسخ
محمد

اصن درگیر جمله ی آخرش شدم یعنی :))))

پاسخ
روژینا

به نظرم این حرف شما خیلی طنازانه تر از بعضی داستانهای خود کتاب بود.😄بقیه ی شصت و چهار تا رو جبران کردید!! علت اینه ک توی ایران اساسا به خیلی چیزها عمیق توجه نمیشه.مخصوصا به طراحی جلد کتاب.من این کتاب رو وقتی راهنمایی بودم خوندم. و بعد از سالها هم از روی جلدش شناختم که هنوز همون شکلیه و این یه جورایی خاطره بود برام.

تماس با ما

تهران - میدان انقلاب اسلامی- خیابان انقلاب اسلامی روبری درب اصلی دانشگاه تهران خیابان فخر رازی کوچه نیک پور پلاک 4 واحد 1
تلفن: 02166463540

درباره ما

شرکت ایده پردازان کتاب هوشمند کیا با نام تجاری کتاب پلاس یک استارت آپ در حوزه کتاب است که با سرمایه گذاری شرکت شناسا از گروه مالی پاسارگاد و با هدف ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی و ارتقاء سطح تجربه کاربری کتابخوان ها راه اندازی شده است و با ارائه پلتفرم آنلاین خدمات پس از فروش کتاب ،پل ارتباطی میان همه ذینفعان کتاب از جمله ناشران، فروشگاه های کتاب، مولفان، باشگاه های کتابخوانی و کتاب خوان ها می باشد و با کدینگ کتاب چاپی آن را به بازارهای دیجیتال و پلتفرم های تجارت الکترونیک و فناوری های روز وصل می نماید. همچنین با راه اندازی باشگاه مشتریان برای ناشران ، بستر مناسبی را جهت ارائه خدمات پس از فروش کتاب به مشتریانشان فراهم می آورد . در حال حاضر سازمانها و نهادها می توانند جهت برگزاری مسابقات کتابخوانی، رویدادهای فرهنگی مبتنی بر کتاب و پویش های مطالعاتی از پلتفرم سازمانی کتاب پلاس استفاده نمایند.